دیوید سانچز ویا در سوم دسامبر سال 1981 در لانگرو اسپانیا به دنیا آمد.
دیود در فصل جاری برای باشگاه بارسلونا و تیم ملی کشور اسپانیا بازی می کند.
دیود ویا بعلت داشتن مهارت های بسیار زیاد از جمله : سرعت، قدرت ضربه با هر دو پا، قدرت تمام کنندگی و... یکی از بهترین مهاجمان اسپانیا و حتی جهان به شمار می رود.
دیوید شهرت و محبوبیت خود را از چهره ی زیبا وشکستن رکورد گلزنی والنسیا در یک فصل با زدن 24 گل در فصل گذشته دارد.
دوره بازیگری:
دیود دوران بازیگری خود را از سال 1991 در تیم جوانان لانگرو اغاز کرد و به مدت 8 سال در این تیم توپ زد ودر سال 1999 به تیم اسپورتینگ جیجون نقل مکان کرد و در طی سه سال برای این 80 بازی انجام داد و 38 گل نیز به ثمر رساند. وی درسال 2003 به رئال ساراگوسا پیوست و پس از دو سال موفقیت آمیز به همراه این تیم که در 81 بازی 35 گل به ثمر رساند و به همراه این تیم به مقام قهرمانی جام حذفی اسپانیا و سوپر جام دست یافت در سال 2005 تیم والنسیا پیوست و هم اکنون دربارسلونا توپ می زند.
باشگاه والنسیا:
دیوید ویا در فصل 06-2005 در 35بازی 24 گل در لالیگا به ثمر رساند و با اختلاف یک گل نسبت به ساموئل اتوو از رسیدن به عنوان اقای گلی لالیگا (ال پیچیچی) محروم ماند.
او اولین هت-تریک را برای والنسیا در فصل قبلی ودر بازی برگشت مقابل اتلتیکو بیلبائو انجام داد.
تیم ملی:
دیود اولین بازی ملی خود را در سال 2005 برای تیم ملی انجام داد و اولین گل ملی خود را در نوامبر همین سال در مقابل اسلواکی به ثمر رساند.
دیوید یکی از 23 بازیکنی بود که توسط لوییز اراگونز برای مسابقات جام جهانی2006المان انتخاب شد ودر اولین بازی در جام جهانی مقابل اوکراین دو گل از چهار گل تیمش را به ثمر رساند اما در مرحله 8/1 نهایی هر چند یکی از گل های اسپانیا را در مقابل فرانسه به ثمر رساند اما با شکست در این بازی از دور رقابت ها کنار رفتند.
ودرجام جهانی ۲۰۱۰ هم که درآفریقای جنوبی برگزار شد به همراه ستارگان اسپانیا جام قهرمانی رو بالای سربرد.
افتخارات:
- مقام قهرمانی جام حذفی اسپانیا به همراه ساراگوسا در سال 2004
- مقام قهرمانی سوپر جام اسپانیا به همراه ساراگوسا در سال 2004
- مقام سوم لالیگا به همراه والنسیا در سال 2005
- عنوان دومی اقای گلی لالیگا در سال 2005









+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم آذر 1389ساعت 13:42  توسط امیرحسین
|
ایكر كاسیاس فرناندز (مـردی با دستـان بیمـه شده)
«ایكر كاسیاس فرناندز» متولد بیستم ماه می سال 1981 در «موستولس» مادرید دروازهبان فوتبال اسپانیاست، كاسیاس محبوب تمام مادریدیهاست. او یك دروازهبان ایدهآل است. دستانش بدون دستكش هم با یك اشاره توپ را میگیرد.
او از سال 1999 همچون صخره محكمی آخرین مدافع تیم رئالمادرید بوده است. هر چند ابتدا برای دروازهبان بودن جوان به نظر میرسید ولی حركات آكروباتیك او سبب شد همتایانش از او حساب ببرند. او تاكنون بارها با عكسالعملهای سریع خود تیمش را نجات داده است و معروف است به اینكه هرگز از شكستن مچ پایش نمیهراسد. این دروازهبان 26 ساله اولین بازی ملی خود را در سال 2000 مقابل تیم سوئد انجام داد. او تمام مدت در آن بازی روی نیمكت ذخیرهها نشسته بود. به همین دلیل وقتی در جامجهانی 2002 سرانجام داخل دروازه تیمش قرار گرفت عزم خود را جزم كرد كه استعدادش را به دنیا نشان دهد.
مطبوعات نام او را «سنت كاسیاس» گذاشته بودند زیرا، توانایی خارقالعادهاش مثل یك فرشته نجات شوتها را سد میكرد و جلوی ورود آنها را به دروازه میگرفت.
كاسیاس از سال 1999 پیراهن شماره یك رئالمادرید را بر تن كرد. باشگاهی كه از هشت سالگی برای تیم بچهها شوت میزد. او بسیار خونسرد است و اعصاب آرامی دارد و در سختترین شرایط كنترل خود را حفظ میكند. بنابراین مربی اسپانیا هیچ وقت تردیدی در انتخاب دروازهبان خود ندارد هر چند این كشور دروازهبان خوب دیگری همچون «سانتیاگو كانیزارس» را روی نیمكت خود دارد.
خانواده
پدرش «خوزه لوئیس كاسیاس» نام دارد و كارمند وزارت آموزش و پرورش اسپانیاست. مادر او «ماریا دل كارمن فرناندز» سوم نوامبر 1958 در مادرید به دنیا آمد. او قبلا در یك آرایشگاه زنانه كار میكرد ولی هماكنون در مادرید یك فروشگاه لوازم ورزشی را اداره میكند.
ایكر برادری به نام «اونای» دارد كه متولد 1988 است. فوتبال او بهتر از برادر بزرگترش «ایكر» است ولی علاقه خاصی به بازیهای تلویزیونی و پلیاستیشن دارد و تنها در تیم محلیشان فوتبال بازی میكند. او هوادار تیم بارسلوناست ولی «ایكر» میگوید تازگیها به رئال مادرید هم علاقه پیدا كرده و تمام بازیهای این تیم را تماشا میكند.
همسری كه همه میشناسند
كاسیاس اولین بار در سال 2003 با «اواگونزالس» آشنا شد و مدتی بعد با هم نامزد شدند. «اوا» در همان سال ملكه زیبایی كشورش شده بود و از همان زمان به چهرهای سرشناس تبدیل گشت. او خود را دختری خندهرو، خوش قلب وساده میداند. غذای مورد علاقه او غذاهای اسپانیایی است و عاشق درست كردن نان سیبزمینی میباشد و میگوید راز خوشمزه شدن نانهای خانگیاش صبر و حوصله او در زمان پخت وپز است. بازیگران مورد علاقه این خانم «روبرتو بنینی» و «جولیا رابرتز» هستند. «اوا» از چیزی میترسد كه شاید خیلیها این ترس دارند و جرات ابراز آن را ندارند. او از آسانسور خوشش نمیآید و در آن احساس امنیت نمیكند. به همین خاطر تا جایی كه امكان داشته باشد از پلهها بالا و پایین میرود. او قبل از زندگی مشترك با «ایكر» به همراه پدر و مادرش در «سویل» زندگی میكرد. خواهرش «ماریا» هم مثل او بسیار زیبا است. او میگوید انتخاب شدنش به عنوان ملكه زیبایی روال آرام زندگیاش را زیر و رو كرد و آن را كاملا تغییر داد.
دستهای بیمه شده
«ایكر كاسیاس» مدتی پیش دستهای خود را به قیمت 5/7 میلیون یورو بیمه كرد و قراردادی با شركت بیمه «گروپاما» بست. این قرارداد تنها تا پایان این فصل از بازیها اعتبار دارد و شامل تمام بازیهای «ایكر كاسیاس» در هر مكان و هر زمانی میشود. این قرارداد در حقیقت تبلیغی برای شركت «گروپاما» هم هست زیرا با این اقدام بین مردم شناختهتر میشود.
ایكر در این باره گفت: «خیلی جالب است. من هیجانزده شدهام، امیدوارم مردم هم از این كار من خوششان بیاید.» و بعد با خنده افزود: «اگر زانو یا پاهایم هم صدمه دیدند میتوانم به آنها بگویم دستم مصدوم شده است و پولش را بگیرم.»
اینم مصاحبه جالب از سنگربان اول اسپانیا
از دروغ متنفرم
خبرنگار مجله هالامادرید: قبل از هر چیز میخواهم از شما اجازه بخواهم كمتر وارد مقوله فوتبال بشوم. اشكالی ندارد؟
هر طور مایلید.
خبرنگار: شعار شما در زندگی چیست؟
اگر بخواهم یك جمله را انتخاب كنم این است: «از هر روزمان حداكثر استفاده را بكنیم.» هر چه سن انسان بالاتر میرود بیشتر به اطرافش توجه میكند. مثلا دقیقتر تلویزیون تماشا میكند و بهتر مشكلات را میبیند. این باعث میشود انسان بنشیند و فكر كند. در این صورت است كه میفهمیم خیلی خوشبختیم كه در میان مردمی خوش فكر به دنیا آمدهایم.
خبرنگار: شما از بچگی برای بازی فوتبال با مترو به مادرید میآمدید، چه خاطراتی از آن روزها دارید؟ خاطرات خیلی خوبی دارم. آن وقتها باید شهر را خوب یاد میگرفتم. آن روزها یاد گرفتم كه مسئولیتپذیر باشم چون باید با همتیمیهایم به تنهایی و بدون خانواده به سفر میرفتم. همه ما بچه بودیم. تجربه، انسان را بزرگ میكند ولی در همان لحظه آدم این را نمیفهمد.
خبرنگار: یادتان میآید ماهانه چقدر خرج رفت و آمد با مترو میكردید؟
راستش را بخواهید، نه.
خبرنگار: باز هم دوست دارید به یاد گذشته مترو سوار شوید؟
بله واقعا دوست دارم. این را نمیگویم كه مردم خوششان بیاید. همه اطرافیانم میدانند ولی به خاطر اینكه مردم كمتری مرا بشناسند مجبورم با اتومبیل از راههای كوتاهتر و خلوت تو بروم.
خبرنگار: اگر این قدر معروف نبودید دوست داشتید چه كار میكردید؟
همه كار، به جاهای شلوغ میرفتم. توی خیابانهای مادرید قدم میزدم. كارهایی را انجام میدادم كه برای مردم عادی كاملا معمولی است ولی من سالهاست كه نمیتوانم این كارها را انجام دهم.
خبرنگار: میتوانید به سینما بروید؟
البته كه میروم ولی نه در ساعات شلوغ، چون مردم به خاطر لطفی كه دارند پشت سر هم از من میخواهند با آنها عكس بگیرم یا به آنها امضا بدهم. من از این كارها خوشم میآید ولی هر كسی دوست دارد حریم خصوصیاش حفظ شود و مدتی از روز را در آرامش باشد. ولی وقتی كسی مشهور شد این چیزها خیلی سخت میشوند.
خبرنگار: شهر كوچك «ناوال كروز» بهترین جا برای رسیدن به آرامش شماست؟
دقیقا. در «ناوال كروز» من هم یكی از شهروندان میشوم و در آرامش به هر جایی كه بخواهم میروم. من از بچگی به آن جا میرفتم. مردم آنجا به دیدن من عادت دارند. آنها مثل مردم عادی با من سلام و احوالپرسی میكنند و یكی، دو سوال هم از وضعیت مادرید میپرسند ولی دیگر مزاحم نمیشوند چون از بچگی مرا میشناسند و دیگر اطلاع بیشتری احتیاج ندارند.
خبرنگار: آیا دوستانتان برای شما مهم هستند؟
صرفنظر از خانواده، به نظر من دوستان مهمترین چیز در زندگی هستند. من از تنها ماندن خوشم نمیآید. هر چه سن آدم بالاتر میرود بیشتر احتیاج دارد مردم را ببیند. دوست خوب داشتن خیلی مهم است چون آنها همیشه پشت آدم میمانند و در خوشی و ناخوشی همراهمان هستند.
خبرنگار: ارزش یك انسان به چیست؟
صداقت، من از دروغ و فریب متنفرم.
خبرنگار: بهترین هدیهای كه میتوانید به یك بچه بدهید، چیست؟
كفش ورزشی یا توپ. چون فكر میكنم این چیزها بچهها را خیلی خوشحال میكند.
خبرنگار: آیا مشهور بودن برای شما مسئولیت ایجاد نمیكند؟
تمام مسئولیتها روی دوش ماست. بچهها تصورات و تخیلات خاص خودشان را دارند و برای خود الگوسازی میكنند. اینجاست كه افراد مشهور مسئولیت سنگینی پیدا میكنند.
خبرنگار: اگر یك آرزو داشته باشید، آن چیست؟
صلح بر روی زمین و شادمانی برای همه.
خبرنگار: آخرین فیلمی كه در سینما دیدید چه بود؟
شبی در موزه. فكر میكردم این فیلم مخصوص بزرگترهاست ولی تازه در سینما فهمیدم برای بچههاست.
خبرنگار: از چه ژانری خوشتان میآید؟
علمی – تخیلی.
خبرنگار: آخرین كتابی كه خواندید چه بود؟
كیمیاگر، كتاب خوبی بود.
خبرنگار: نمیخواهید زندگیتان را بنویسید؟
بدم نمیآید این كار را بكنم.
خبرنگار: اسمش را چه میگذارید؟
نمیدانم. تا حالا در موردش فكر نكردهام.
خبرنگار: اگر به یك جزیره متروك بروید چه چیزی را با خودتان میبرید؟
تمام كسانی را كه دوستشان دارم و برایم عزیز هستند..
اینم عکس های جالب از ایکر









+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم آبان 1389ساعت 16:1  توسط امیرحسین
|
تاریخچه رئال مادرید
رئال مادرید یکی از باشگاه های مشهور و موفق در جهان است.
با 9 قهرمانی اروپا و 30 قهرمانی که در کلکسیون افتخارات خود می بیند با بیشترین رای از نظر فیفا بهترین تیم در قرن 20 شد. تشکیلات این باشگاه خیلی پیچیده است.
فوتبال در پایتخت اسپانیا توسط استادان و دانشجویان و جمعی از افراد دانشگاه Oxbridge معرفی و موسسه ای برای فوتبال شبیه فدراسیون های امروزی در سال 1895 شکل گرفت.
در سال 1900 باشگاه جدید فوتبالی در مادرید و اسپانیول شکل گرفت. بعد از جدا شدن اسپانیول بار دیگر نتیجه شکل گرفتن تیم Sociedad Madrid FC شد. این باشگاه پس از سه بار تغییر و تحول و پیشرفت بالاخره با نام باشگاه فوتبال رئال مادرید (Real Madrid Club) ثبت شد. انتخاب رنگ پیراهن برای آنها مشکل نبود و به دلیل نفوذ انگلیسی هایی که در آن جا نقش داشتند رنگ سفید را برای تیم خود انتخاب کردند. بعد از گذشت سال ها در لیگ بین المللی ، وقتی که رئال 4 قهرمانی (جام حذفی)del Rey's را ، داشت مادرید صاحب دو قهرمانی در دهه 1930 شد. اما بعد از آن دو جام مادرید دو دهه صبر کرد تا دوباره برای قهرمانی راهی پیدا کند.
در پایان ان ها تصمیم گرفتند که در تیمشان تحول ایجاد کنند و چهره تیم را عوض کردند و به تیمی مدرن برای همیشه تبدیل کردند. با بازیکن هایی مانند Alfredo Di Stéfano, Ferenc Puskás, Francisco Gento, Hector Rial, Raymond Kopa, José Santamaria در دهه 1950 موفقیت های این تیم دوباره آغاز شد.
آنها با اوردن جام به خانه در سال های 1957/58 ,1956/57 ,1954/55 ,1953/54 شاهد موفقیت خود در تغییر چهره تیمشان بودند.
در اولین بازی فینال در اروپا رئال به پیروزی 4 بر 3 دست یافت.
4 قهرمانی رئال و برگزاری جشن های قهرمانی این تیم را به اوج رساند. از جمله این موفقیت های می توان به برد 7 بر 3 رئال مقابل انتراخت فرانکفورت در ورزشگاه Hampden Park در کشور استکاتلند در سال 1960 اشاره کرد.
در دهه 1960 سرنوشت زئال عوض شد. رئال رتبه ای بهتر از 8 در باشگاه های اسپانیا پیدا نکرد. تا زمانی که دوباره به لیگ اروپا رفت و در مقابل FK Partizan در سال 1966 به پیروزی دست یافت.
دهه بعد یعنی دهه 1970 برای رئال با موفقیت در سال های 1972, '75, '76, 78, 79 , 80 همراه بود.
رئال 5 قهرمانی پیاپی خود از سال 1986 تا سال 1990 را مدیون 5 ستاره مشهور خود به نام های Emilio Butragueño (el Buitre), Manolo Sanchís, Martín Vazquéz, Míchel Pardeza , Miguel Pardeza است.
نیمه اول دهه 1990 رئال صاحب 2 قهرمانی لیگ و یک قهرمانی جام حذفی شد. قهرمانی های رئال در این قرن با پیروزی بر یوونتوس در سال 1998 که باعث قهرمانی رئال در اروپا شد به پایان رسید.
این پیروزی ها باعث نشد که مدیر باشگاه Lorenzo Sanz بتواند جای خود را حفظ کند.
وقتی وی از کار برکنار شد یک نجیب زاده به رای هیئت مدیره به نام Florentino Pérez سر کار امد. Florentino Pérez با پشت گرمی هایی که از نظر سیاسی داشت دست به تقویت تیم زد و باعث بازگشت دوباره موفقیت به رئال شد. اولین خرید Pérez که یکی از شارژ های وی به تیم به شمار می رفت Luis Figo از تیم رقیب یعنی بارسلونا بود. این تقویت ها از سوی مدیر باشگاه باعث دومین قهرمانی اروپا در سه سال شد. که دومین قهرمانی با پیروزی بر والنسیا در پاریس حاصل شد. با اضافه شدن زیدان Zinedine Zidane تیم قوی تر شد تا سیاسیت مدیر باشگاه یعنی گرفتن ستاره ها و همزمان بازی دادن به جوانان که به نام زیدان ها و پاون ها ('los Zidanes y los Pavónes') با گرفتن هافبک خوش تیپ فرانسوی و دفاع جوانی به نام پاون معروف شده بود ، به انجام برسد.
این اقدامات باعث شد که رئال به عنوان بهترین تیم قرن 20 انتخاب شود.
نهمین قهرمانی رئال در باشگاه های اروپا که با گل دیدنی زیدان با تیم بایرلورکزن در ورزشگاه Hampden Park همراه بود باعث سر بلندی این تیم اسپانیایی شد.
سال بعد رئال فقط قهرمان اسپانیا شد که این موضوع باعث اخزاج مربی این تیم یعنی Vicente del Bosque شد و در همان سال بیش از 16 بازیکنان رئال مجوز ترک ایم تیم را گرفتند.
در این هنگام درها برای امدن بکهام (David Beckham) باز شد که این بازیکن با سر و صدای زیاد تبلیغاتی وارد مادرید شد. با امدن بکهام موج جدیدی از بر رئال حاکم شد و در زمینه تبلیغات فوتبالی نبظ بازار را در دست گرفت. به دلایل فراوان تیم رنج های زیادی را تحمل کرد و 3 سال را بدون قهرمانی پشت سر گذاشت. مربیان زیادی آمدن و رفتن ، بازیکنان زیادی هم جذب تیم شدند اما هیچ یک نتوانست تیم را از بحران خارج سازد.
بالاخره در اوایل سال 2006 پرز (Pérez) از سمت خود کناره گیری کرد تا راه را برای آمدن مدیر جدید در تابستان را هموار کند. سرانجام در جولای Ramón Calderón که عضو هیئت مدیریتی Florentino Pérez نیز بود با قول های فراوانی که داده بود با رای اکثریت به عنوان مدیر جدید انتخاب شد. با آمدن Fabio Capello به عنوان مربی مشغول به کار شد سرانجام باعث قهرمانی رئال در لیگ اسپانیا پس از 5 سال بدون قهرمانی همراه شد اما باز مدیران رئال نامهربانی کردند و Fabio Capello را کنار گذاشتند و برن شوستر آلمانی را جایگزین وی کردند.








+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 13:40  توسط امیرحسین
|
روز یازدهم مارس 1978 در شهر «ابیجال» در ساحل عاج به دنیا آمد. او دوران کودکی را در زادگاهش ساحل عاج و فرانسه گذراند. دوستان و خانواده، او را «تیتو» صدا میزدند. تیتو در پنج سالگی کشورش را ترک کرد و به شهر «برست» در بریتانی رفت. دروگبا بیشتر عمر خود را در نقل و انتقال گذرانده است. بیشترین زمانی که یک جا زندگی کرده پنج سال بوده و آن پنج سال ابتدای زندگیاش در ساحل عاج میباشد. از آن زمان تاکنون بیش از چهارده شهر عوض کرده است. او تمام این چهارده شهر را به یاد دارد ولی هیچ یک از این نقل و انتقالات برای او به یادماندنیتر از اولین سفرش به فرانسه نیست.
والدین دروگبا به خاطر مشکلات مالی نمیتوانستند همراه پسرشان به فرانسه سفر کنند. دروگبا در حالی که از پنجره به هوای بارانی چلسی نگاه میکند آن روز آفتابی غم گرفته را به خاطر میآورد و میگوید: کاملا یادم هست. مجبور بودم تنها سفر کنم. فقط پنج سالم بود یادم میآید یک پلاکارد که اسمم روی آن نوشته شده بود دور گردنم قرار داشت. مهماندار از من مراقبت میکرد. خیلیخیلی سخت بود. وقتی به فرانسه رسیدم هر روز گریه میکردم. نه به خاطر اینکه در فرانسه بودم بلکه به این خاطر که آن همه از پدر و مادرم فاصله داشتم. دلم برایشان خیلی تنگ شده بود.
دیدیه سه فصل به همراه عمویش از باشگاهی به باشگاه دیگر میرفت و در کنار فوتبال به درس ومدرسهاش هم میرسید. او پس از سه سال دوری از کشور در هشت سالگی به آغوش خانوادهاش برگشت. دیدیه سه سال متمادی پدر و مادرش را ندیده بود پس از بازگشت به شهرش، دوستانقدیمیاش را دوباره دید. او و دوستانش با هم مسابقه فوتبال ترتیب میدادند و در یک محوطهپارکینگ در نزدیکی خانهشان بازی میکردند. سه سال دیگر هم گذشت و در سال 1989 کشور گرفتار بحران اقتصادی شدیدی شد. پدر و مادر دیدیه قربانیان این بحران شدند و کار خود را از دست دادند. آنها تصمیم گرفتند به خاطر آینده پسرشان دوباره او را به فرانسه بفرستند تا زیرنظر عمو میچل امیچل گوبا که یک فوتبالیست حرفهای بود به تمرینات فوتبال بپردازد و دیدیه بار دیگر به شمال فرانسه رفت و در همان جا بود که دیدیه به نخستین باشگاه حقیقی خود پیوست. اوایل در دفاع راست بازی میکرد ولی عمویش از این موقعیت راضی نبود. میچل گوبا به دیدیه میگفت:«تو آن عقب چه کار میتوانی بکنی؟ مردم فقط به مهاجمها نگاه میکنند.» دیدیه جوان به توصیه عمو گوش کرد و از آن پس مهاجم وسط تیم شد.
او اول در ابویل و بعد در تورکوئین بازی میکرد و هر جا عمویش میرفت او هم به اجبار با او میرفت. در سال 1991 در حالی که تیتو دیدیه سیزده سال داشت به بریتانی برگشت. در همان سال بود که پدر و مادر دیدیه هم تصمیم گرفتند به فرانسه نقل مکان کنند. دیدیه که در آن زمان به سن نوجوانی رسیده بود بدون اینکه بداند، نظم زندگیاش را فراموش کرد و ناگهان دریافت او که زمانی شاگرد اول کلاس بود حالا یک سال رفوزه هم شده است. پدر و مادرش بلافاصله عکسالعمل نشان دادند و یک سال او را از بازی فوتبال محروم کردند. در سال 1993 به شهری در نزدیکی پاریس رفتند و او به همراه شش خواهر و برادرش در یک خانه سکنی گزیدند. دیدیه در آن زمان 15 سال داشت. در همان سال بود که با باشگاه siolaveL پیوست و پس از امضای قرارداد با این باشگاه در حومه پاریس بود که کمکم دیدیه دروگبای جوان توانست نام خود را به گوش دنیای فوتبال برساند.
آغاز بازی حرفه ای:
دیدیه در siolaveL خیلی زود تحت نظر و تعلیم «سربنکو رپسیس» مربی سابق اهل یوگسلاوی که مربی فنی باشگاه بود قرار گرفت و از همان ابتدا خیلی خوب ظاهر شد. رپسیس درباره او میگوید: «او مثل همتیمیهای دیگرش شبها به کلوپهای شبانه نمیرفت. خیلی عاقل بود. با استعداد هم بود.» مرد جوان ساحل عاجی خیلی زود توجه پاریس را به خود جلب کرد. او ستاره تیم فوتبال زیر هفده سال با مربیگری کریستین پورنین شد. این مهاجم سیاهپوست در دو فصل متوالی سی گل به ثمر رساند و آنقدر خوب کار کرد و حس اعتماد مربیان را برانگیخت که سال بعد او را عضو تیم اول باشگاه کردند.
مهاجم خوش تکنیک:
دیدیه همچنان شاگردی میکرد و به ویژه میآموخت که صبور و پرحوصله باشد و به تصمیمات مربی احترام بگذارد. با اینکه از نظر «رپسیس» بهترین بازیکن تیم بود ولی مربی جدیدش به او اعتماد کافی نداشت و بیشتر اوقات باید روی نیمکت ذخیرهها مینشست. او در یک بازی فقط ده دقیقه وارد زمین شد ولی در همان مدت کوتاه یک گل روانه دروازه کرد. با اینکه زمان کمی را در زمین میگذراند و کمتر فرصت داشت هنرهای خود را به نمایش بگذارد ولی باز هم علاقه و توجه باشگاههایی مثل «گوینگام»، «لمنس»، «لنس» و «پاری سن ژرمن» را جلب کرد. در همان زمان برای نخستین بار به طور جدی مصدوم شد. در یکی از بازیها پای دیدیه شکست و در گچ رفت اما این شکستگی پا باشگاه لمنس را از خرید او منصرف نکرد و آنها با وجود مصدومیت، خواهان این مهاجم بودند. بدین ترتیب بود که دیدیه چمدانهایش را بست و به منطقه «سارت» فرانسه رفت و در نوزده سالگی یک فوتبالیست حرفهای شد.
دروگبا در تیمهای «لمنس»، «گوینگام» و «المپیک مارسی» بازی حرفهای کرد و سرانجام در سال 2004 به تیم مطرح چلسی راه یافت. او در اواخر فصل بازیهای آن سال با قیمت 24 میلیون پوند که در زمان خود بیشترین قیمت محسوب میشد به چلسی پیوست و پس از آن بود که شوچنکو با سی میلیون پوند به این باشگاه رفت و رکورد دروگبا را شکست. دروگبا هنوز هم در مارسی طرفداران بسیاری دارد. تماشاچیان فوتبالدوست آن باشگاه هنوز هم نام او را فریاد میزنند و پیراهنش در سالن باشگاه مارسی بر دیوار است.
یک فوتبالیست محبوب:
مردم ساحل عاج عاشق دروگبا هستند هر بار که به وطنش باز میگردد، خبرنگاران و مردم او را محاصره میکنند و خبر رسیدن او اولین اخبار رادیو و تلویزیون میشود. «دروگبا سایت» که به معنای «دروگبا شدن» است یک پدیده فرهنگی است که به خاطر او ساخته شده است. او میگوید: «دروگبا سایت! آن موسیقی درباره من است. درباره موفقیتهای من در چهار سال گذشته یعنی از زمان اولین حضورم در تیم ملی. ارتباط خاصی بین موسیقی و فوتبال وجود دارد. موسیقی دروگبا سایت هنوز هم محبوب است. من هم آن را خیلی دوست دارم و به آن احتیاج دارم. به خصوص قبل از مسابقات مهم حتما به آن گوش میدهم. در چلسی همیشه قبل از شروع بازی در اتاق رختکن به آن گوش میدهم.» دیدیه دروگبا یکی از خریداران عمده پیراهن چلسی است. او میگوید: «از فروشگاههای چلسی بپرسید آنها به شما میگویند که من همه پیراهنهایشان را میخرم! هر وقت به ساحل عاج برمیگردم همیشه باید یک عالمه پیراهن با خودم ببرم چون تمام دوستان و اقوامم از من پیراهن چلسی را میخواهند.»
زندگی خصوصی:
سال 1999 سال بزرگی برای دروگبا بود. در آن سال او و همسرش «الا» زنی اهل «مالی» که دروگبا اولین بار او را در پاریس دید با یکدیگر ازدواج کردند. او میگوید: تولد پسرم «ایزاک» نقطه عطفی در زندگی من بود که به من قدرت داد. دروگبا اکنون سه فرزند دارد و مایل نیست که آنها هم مثل او همیشه در حال تغییر مکان از شهری به شهر دیگر باشند. انگلیس کشور محبوب دروگباست. او تمایل دارد پس از پایان فوتبال حرفهای در انگلیس بماند. به نظر او هیچ جایی بهتر از انگلیس نیست و در این رابطه میگوید: «وقتی از شهری خوشم بیاید دیگر دوست ندارم از آن جا بروم. بچههایم هم انگلیس را دوست دارند.»
پسرش ایزاک طرفدار تیم آرسنال است چون تیهری آنری بازیکن محبوب او در آن بازی میکرد. دروگبا به فرزندانش علاقه زیادی دارد و میگوید: وقتی هر روز صبح بیدار میشوم و صدای بچههایم را میشنوم که دور و برم به زبان انگلیسی حرف میزنند لذت میبرم. باید اعتراف کنم انگلیسی حرف زدن آنها از من خیلی بهتر است. امروزه چندین فوتبالیست معروف، کتاب زندگی خود را منتشر کردهاند ولی آیا زندگینامه دروگبا هم چاپ میشود؟ دروگبا پاسخ میدهد: «بله، من به این کتاب فکر میکنم. خیلی چیزها دارم که در آن بنویسم. از ساحل عاج تا انگلیس خیلی اتفاقات برای من افتاده است ولی مطمئن نیستم چه وقت این کار را میکنم. شاید این کتاب را بعدها یعنی وقتی فوتبال را کنار گذاشتم بنویسم.»
دروگبا پس از خداحافظی از فوتبال چه خواهد کرد؟ پاسخ دروگبا به این سوال هم، چنین است: «در این مورد هم خیلی فکر کردهام. نمیخواهم تا سی و چهار سالگی صبر کنم و بعد تازه به فکر آینده خود و خانوادهام بیفتم. اگر بشود میخواهم مربی شوم ولی میدانم که همسرم زیاد با این تصمیم من موافق نیست اما خودم دوست دارم.»
دروگبا محبوبیت زیادی دارد. او سفیر افتخاری سازمان ملل هم هست و مشکلات و وضعیت زندگی مردم کشورش را به گوش مسئولان میرساند. دیدیه دروگبا دوستان قدیمی خودش را هنوز فراموش نکرده و هر وقت فرصتی پیدا کند و به ساحل عاج برود سری هم به آنها میزند و دلشان را شاد میکند. او مسیری سخت و طولانی را سپری کرده است. مسیری از ساحل عاج، این کشور فقیر آفریقایی که پدر و مادرش در آن کارمند ساده بانک بودند تا انگلیس که خود هم اکنون در آن یک سوپراستار میدان فوتبال است. او به خودش قول داده است که نه تنها در عالم فوتبال بلکه در دنیای کوچک خانواده خودش هم سوپراستار باشد و آنها را تنها نگذارد.






+ نوشته شده در جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 21:8  توسط امیرحسین
|
آرسنال
رئیس باشگاه: پیتر هولی
استادیوم: هایبوری لندن - امیریت(اواخر ساخت!)
سال تاسیس: 1887 میلادی
سرمربی: آرسن ونگر
شهر زیبا و صنعتی لندن ، از جمله شهرهای متمدن وقدیمی اروپا به شمار می آید و مردم این شهر همواره به ورزش فوتبال علاقه فراوانی دارند از این رو تیمهای زیادی در این شهربه وجود آمدند . یكی از این تیم ها ، تیم پرافتخار آرسنال است.
با 13 قهرمانی لیگ و 9 جام حذفی آرسنال را باید یكی از نامهای بزرگ در فوتبال انگلیس به شمار آورد. در این ادعا هیچ شكی وجود ندارد.
داستان زندگی آرسنال در سال 1886 و با نام باشگاه دایال اسكوئرFC Dial Square آغاز شد، تیمی متعلق به كارخانه اسلحه سازی سلطنتی در جنوب شهر لندن. از همان زمان لقب تفنگداران "The Gunners" به این تیم اطلاق شد، اما مدتی بعد نام تیم وولویچ اف سی آرسنال ، تغییر یافت. تیم در سال 1891 حرفه ای شد و 2 سال بعد به لیگ انگلیس پیوست. در سال 1904 آرسنال به دسته اول لیگ راه یافت ، اما نتوانست در این دسته باقی بماند.
در فصل 14-1913 باشگاه به حاشیه شمال رودخانه تایمز و منطقه هایبری تغییر مكان یافت و نام آن به آرسنال تغییر پیدا كرد. نامی كه امروز نیزعلاقه مندان فوتبال ، تفنگداران را به آن می شناسند. در سال 1919 آرسنال بار دیگر به دسته اول بازگشت و تاكنون موفق شده خود را حفظ كند.
این ركوردیست كه هنوز در فوتبال انگلیس دست نخورده باقی مانده است و هر سال به قدمت آن افزوده می شود. 6 سال بعد دومین اتفاق مهم پس از صعود به دسته اول برای آرسنال اتفاق افتاد. در سال 1925 هربرت چاپمن به سمت مربیگری آرسنال منصوب شد و او اولین دوره بزرگی را برای این تیم لندنی به ارمغان آورد
چاپمن جادوئی
چاپمن كه پیش از آن تیم هادرزفیلد تاون را به 3 قهرمانی پیاپی در لیگ رسانده بود، این عملكرد درخشان را در آرسنال تكرار كرد. پس از قهرمانی درجام حذفی در سال 1930 كه با فتح لیگ در12 ماه بعد پیگیری شد، آرسنال با ركورد هادرزفیلد برابری كرد. چرا كه قهرمانی در سالهای 1933 تا 1935 نیز به دست آمد.
بجز این افتخارات چاپمن انقلابی تاكتیكی را در آرسنال و لیگ انگلیس با استفاده از سیستم W-M به وجود آورد.
مرگ این مرد بزرگ در سال 1934 آرسنال را بهت زده نمود و به هرحال جرج آلیسون جای او را پر كرد.
در زمان مربیگری آلیسون و با حضور مهاجمی چون " تد دراكی" درسالهای 1936 و 1938 به ترتیب جام حذفی و لیگ فتح شد و پس از جنگ جهانی دوم 2 عنوان دیگر در سالهای 1948 و 1953 نصیب آرسنال شد كه دومی با تفاضل گل بهتر نسبت به پرستون نورث اند به دست آمد. به علاوه جام حذفی 1950 نیز به افتخارات سرخپوشها افزوده شد.
آرسنال تاكنون 12 بار قهرمان جام قهرمانان انگلیس نیز شده است.
پس از نیم دهه سكون، بار دیگر در زمان "برتی می روند" اوج گیری آرسنال آغاز شد . لندنی ها در سال 1970(5 سال پس از انتخاب می) جام بین شهرهای فیزركاپ كه در ابتدا جام یوفا با این نام برگزار می شد را فتح كردند . یك فصل بعد آرسنال لیگ و جام حذفی را تواماً به دست آورد ، اما دوباره دوران رخوت فرا رسید و تمام تلاش تیم تا پایان این دهه یك قهرمانی جام حذفی 1979 آن هم با پیروزی دلچسب برمنچستر یونایتد را به همراه داشت.
8سال انتظار دیگر آرسنالی ها، آغاز دوران طلایی دیگری را این بار به رهبری جرج گراهام به همراه داشت. قهرمانی جام اتحادیه با پیروزی بر لیورپول حاصل شد.
اما یك پیروزی احساسی تر با گل دقیقه آخر مایكل توماس درآنفیلد، پیروزی( دو بر صفر) دیگری را برای آرسنال به ارمغان آورد تا آنها در آخرین لحظه قهرمانی لیگ در سال 1989 را از لیورپول بربایند. تیم گراهام در سال 91 قهرمان لیگ، درسال 93 دو جام و در سال 94 قهرمان جام یوفا شد.
ارتباط فرانسوی
بعد از جدایی گراهام، آرسن ونگر رهبری آرسنال را در آستانه قرن جدید پذیرفت.
مرد فرانسوی با آوردن ستارگان متعدد بین المللی و از جمله هموطنانش پاتریك ویه را و تیری آنری به هایبری ، از سال 2000 به بعد 6 قهرمانی را نصیب باشگاه كرد.
تاكنون مردان ونگر به رغم شایستگی نتوانسته اند در رقابتهای حرفه ای اروپا موفق باشند. تیم صاحب سبك ونگر در این سالها تنها به یك فینالیست بودن جام برندگان جام اروپا در سال 2000 دلخوش كرده است.
اما امسال توپچی های لندن از مدعیان اول قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا محسوب می شوند .

+ نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 16:49  توسط امیرحسین
|
سلام به تمامی دوستان عزیز
تو این پست می خوام از ورزشی محبوب و پرطرفدار فوتبال گپی بزنیم.
شما طرفدار چه تیمی هستید؟
*شاید خیلی ها بگن برو بابا فوتبال چیه؟
*خیلی ها از فوتبال متنفرن؟
*خیلی ها میگن یک عده آدم بیکار هستند که یک توپ میندازن جلوشون و مثل ... می دوند.
خوب معلومه هر کی یک نظر داره و بر همون نظرات و عقاید خودشون زندگی می کنند.
*و...
ولی خیلی های دیگه...
*میگن بدون فوتبال روزمون شب نمیشه
*میگن بدون فوتبال غیر ممکنه...
*میگن فوتبال را از جون دوست داریم.
*میگن عاشق فوتبال و مستطیل سبز هستند
*و...
تو این پست می خواییم از بینندگان و مخاطبان این وبلاگ نظر سنجی کنیم؟
سوال اینه:!!!!که آیا به فوتبال علاقه دارید؟!!!!
!!!!درصورت خیر بودن جواب چرا؟((دلیلی خوب بیارید))!!!!
!!!!تیم محبوب شما چیه؟!!!!
!!!!بازیکن محبوب شما کیه؟!!!!
لطفا حتما در این پست نظر شخصی خودتون را بذارید.
(((کسانی که مطلبی در مورد تیم یا بازیکن محبوب خود مطلی می خواد تو نظرش بگه)))
+ نوشته شده در شنبه سی ام مرداد 1389ساعت 21:24  توسط امیرحسین
|
ديگو فورلان؛ بهترين بازيكن جام نوزدهم
ديگو فورلان در سال 1979 در مونت ويدئو اروگوئه به دنيا آمد.
وي در خانوادهاي فوتباليست به دنيا آمد به طوري كه پدر و پدر بزرگش نيز از فوتباليستهاي صاحب نام اروگوئه هستند.
پدرش پابلو فورلان در 2 جام جهاني 1966 و 1970 براي تيم ملي كشورش به ميدان رفته است.
فورلان در زمين فوتبال در پست مهاجم بازي ميكند و فوقالعاده تكنيكي است و از شم گلزني بسيا بالايي برخوردار ميباشد.
وي در ابتدا در تيمهاي پنارول، دانوبيو و ايندپندنت بازي كرد و پس از درخشش، با تيمهاي سطح اول اروپا قرارداد امضا كرد.
فورلان در باشگاه ايندپندنت از سال 1988 تا 2002 حضور داشت و 80 بار براي اين تيم به ميدان رفت و 37 گل به ثمر رساند.
بعد از درخشش در اين تيم و زدن گلهاي حساس، در سال 2002 به ليگ برتر رفت و به خدمت تيم منچستر يونايتد درآمد و 2 سال قرارداد امضا كرد.
ديگو فورلان در طول 2 سال 63 بازي براي منچستر انجام داد و 10 گل زد و سال 2004 به اسپانيا رفت و در لاليگا با تيم ويارئال قرارداد 3 ساله بست.
وي 106 با براي ويارئال به ميدان رفت و 54 گل به ثمر رساند و سال 2007 به تيم اتلتيكو مادريد نقل مكان كرد.
ديگو فورلان 2 بار برنده جايزه كفش طلاي اروپا شده است.
فورلان از سال 2002 در تيم ملي كشورش بازي مي كند و تا پايان جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي 69 با به ميدان رفت و 29 گل براي تيم كشورش به ثمر رساند.
وي در جام جهاني 2010 يكي از مهرههاي موثر تيم كشورش بود و با به ثمر رساند 5 گل، 2 پاس گل، زدن 32 شوت به دروازه حريف و 309 پاس، يكي از بهترين بازيكنان تيم اروگوئه و جام بود.
فورلان در جام جهاني 2010 موفق شد عنوان بهترين بازيكن جام را نصيب خود كند.







+ نوشته شده در دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 15:18  توسط امیرحسین
|
«فرانک ريبري»، تنها بازيکن سفيد پوست فرانسه در جام جهاني 2006 که نسبت به ساير يارانش بيشتر درخشيد، پس از مطالعه به دين اسلام گرويد.
وي که 23 ساله است و در تيم بايرن مونيخ فوتبال بازي مي کند، مي گويد: «اسلام، تنها راه من براي برون رفت از زشتي هاست»
ريبري تصريح مي کند:
من در زندگي ام، دوره هاي متفاوتي را گذراندم و مصمم به جستجوي صلح و صفا دز زندگي بودم که بالاخره به اسلام رسيدم»
يکي از ويژگيهاي ريبري اين است که قبل از ورود به بازي با حالتي جالب سوره حمد را خوانده و با کشيدن دستها بر صورت وارد ميدان مي شود . اسلام به من در ميدان و بيرون از ميدان نيروي فوق العاده اي مي دهد
وي با خواندن دعا قبل از ورود به ميدان به رغم زخم زبانها از بروز اعتقاد خود و نشان دادن شعائر اسلامي در ميان مردم نه تنها ترسي ندارد، بلکه به آن افتخار هم مي کند.
اين بازيکن که در جام جهاني 2006، اولين بازي هاي ملي خود را بازي کرد، هفتمين بازيکن اصلي فرانسه است که به دين «اسلام» گرويده است.
+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 1:29  توسط امیرحسین
|
سلام به تمامی دوستان گلم راستیتش مشکلاتی برای من پیش اومدم که نتونستم به وبلاگ سربزنم.
امیدوارم بخشیده باشید وبرای عذرخواهی چندتا عکس باحال گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد.امیرحسین





+ نوشته شده در جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 11:51  توسط امیرحسین
|

سال تولد:26 سپتامبر1976
محل تولد:گورلینز
ستاره ی بخت:لیبرا
لقب:بالا
وزن:80کیلو گرم
قد:189سانتی متر
وضعیت تاهل:متاهل.همسر سیمونه و سه فرزند به نام های لویس-امیلیو-یوردی
تحصیلات:مقطع ابتدایی
علایق:گلف-موزیک-سفر-سینما-تنیس
شعار:زندگی را سخت نگیر
خصوصیات اخلاقی:راست گو-جاه طلب و شوخ طبع
افتخارات:3قهرمانی بوندس لیگا-2جام حذفی-نایب قهرمان جام جهانی 2002-مرد سال فوتبال آلمان2002
بهترین هافبک اروپا2002
نخستین بازی ملی:28 آوریل 1999مقابل اسکاتلند
نخستین گل ملی:28مارس2001برابریونان
تیم های بالاک:چمیناتزر-کایزر سلاترن-بایرن لور کوزن-بایرن مونیخ-چلسی
+ نوشته شده در پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 21:16  توسط امیرحسین
|